يحيى دولت آبادى

53

حيات يحيى ( فارسى )

جوان بسلامت ميگذرد در اوايل ورود من باستانبول مقاله‌ئى به عربى نوشته منتشر مسازم كه از اينجا شروع مىشود : السلام عليكم يا اخوانى المسلمين و لا اعنى بكم الا شبانكم يا شبان الترك امسيتم كرديا و اصبحتم عربيا امسيتم على شفا حفرهء من النار و اصبحتم بنعمة اللّه اخوانا و احرارا يا شبان الترك هل تذكرون ما كان بكم قبل حين و ما اعطاكم ربكم بعد حين فان نسيتم يوما فتعظكم حيطان البحر لعلكم تذكرون ( مراد جوانانى هستند كه عبد الحميد آنها را به دريا ميريخت و خوراك ماهيها ميشدند ) يا شبان الترك كيف تجوز شريعة العقل و السياسته ان تجرح الحية و تترك على حالها تا به آخر . اين مقاله مردم را تهييج مىكند و مرا بآزاديخواهان ترك نزديك نموده آمد و شد آنها نزد من بر زيادت ميگردد حدس زده مىشود كه شيخ الاسلام هم آن مقاله را خوانده و معلوم نيست چه اثرى در وجود او نموده باشد بعد از چند روز از افتتاح مجلس شوراى عثمانيان نگارنده چنان به نظر ميآورد كه از شيخ الاسلام ملاقاتى بنمايد بلكه بشود از آشنائى با او براى ايران و ايرانيان استفاده‌ئى كرد . شيخ جمال الدين شيخ الاسلام از مقام تا بينى خود را به اين مقام رسانيده مرديست خوشرو خوشخو مؤدب قريب شصت سال از عمرش ميگذرد شخص فاضل اديب باخبر از اوضاع سياست و واقف بمواقف عصر حاضر است . شيخ الاسلام اداره وزارتخانه معتبرى دارد كه اعضاء و اجزاى آن همه عمامه بسر ميباشند در دائره شيخ الاسلامى كه باب المشيخه ناميده مىشود دوائر عديده هست هركدام راجع بيك شعبه از شعب شرعيات با دفتر مرتب و ثبت و ضبط صحيح قضات و مفتىهاى مملكت را از ايالات و ولايات و قصبات و دهات از مرتبه نازل بعد از خدمت در مدت معينى از روى قانون با رعايت امتحانات علمى و عملى بمراتب ارتقاء داده ترفيع رتبه مينمايند تا لياقت مقام شيخ الاسلامى حاصل نموده بتعيين سلطان بآنمقام عالى ميرسد قضات و مفتيها اعضاء و اجزاى آنها همه از روى درجه و مقام مواجب و مرسوم معينى دارند بعلاوه از واردات محاكمات هم به نسبت معينى حقى مخصوص قضات است و بقيه بخزانه دولت ميرسد .